**به نام خداوند جان و خرد ** سال نو شمسی 1392 بر همه مردم ایران تبریک باد** جک های باحال - کاوش
X
تبلیغات
نماشا
رایتل

کاوش

***جستجو های من***

جک های باحال

جک های باحال

یارو

تو توالت بوده بچه اش زنگ می زنه میگه بابا کجایی؟ میگه: یه جایی. بچه اش
می گه:بابا مامان گفت امروز ناهار نداریم. هر جا هستی همونجا یه چیزی بخور.

یه ترکه گازه نوشابرو می گیره تا تهران می یاد


یه ترکه به زنش می گه هر وقت میرم توالت تا در رو می بندم برق خاموش میشه
زنش میگه خاک بر سرت باز به جای توالت رفتی سر یخچال

زن دو قلو حامله بوده بعد از نه ماه می بینن بچه ها به دنیا نیومدن
میرن سونوگرافی می بینن پسر ناف دختر رو گرفته می گه بی قیرتم اگه بزارم لخت بری بیرون

یه کی مینداره دنباله یه دختر ازش جلو میزنه

به ترکه میگن: تا حالا چین رفتی؟ میگه: بله میگن: اسم یکی از خیابوناشو بگو میگه:خیابون شهید بروسلی

به ترکه میگن :شما تهرانی هستید میگه:چشهاتون قشنگ میبینه

ترکهاراهپیمایی کردن شعارشون این بودکه وای به روزی که بفهمیم چی شد

یه روزیه ترکه میمیره 62فرشته مییان برای سوال وجواب دوتامی پرسیدن
شصتاحالیش می کردن

یه روز به ترکه میگن از چه رنگی خوشت میاد میگه از بیرنگ

ترکه رو میفرستن دنبال نخود سیاه پیداش میکنه

یه یک خارپشته کنار کیوی وا میسته بهش میگن این کیه میگه داداش کوچیکمه سربازی بوده

یک روز یک پرتقال خودش زخمی میکنه میگن چکار میکنی
میگه می خوام پرتقال خونی بشم

یک خروس بازنش دعوا میکنه زنشم از حرص دلش میره وسط خیابون و میگه وااای گربه بیا من را بخور

یه روز ترکه میخواسته بره شکار خرگوش
صدای هویج در میاره .

یه روز یه راننده ترک رادیو را روشن میکنه بعد رادیو اعلام میکنه راننده عزیز
مسیر آزادی به امام حسین بسته میباشد راننده میگه میدونم چرا دیگه قسم میخوری


ترکه میخواد هواپیما رو بدزده میره تو کابین خلبان تفنگشو رو شقیقه خلبان میزاره میگه یا از راهی که من میگم میری یا اینکه بنگ؟

به ترکه میگن خسته نباشی میگه اگه باشم چه غلطی میکن


جیگرم ، نفسم ، عشقم ، نازم ، زندگیم ، خوشگلم ، ماهم ، فدات بشم ،
بمیرم برات اللهی ، خب دیگه بهتره از جلوی آینه برم کنار


یه روز یه اصفهانی اکس میخوره تا خونه دربست میگیره.

یه روز به یه ترکه میگن چرا میخوای بری سربازی میگه فقط به خاطر مرخصیهاش.

و
تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، دیگه هروقت هرجا یک
خراب کاریی میشده، ملت میدونستن زیر سر این دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون
شاکی میشن، میرن پیش کشیشِ محل، میگن:‌ تورو خدا یکم این بچه‌های مارو
نصیحت کنید،‌ پدر مارو درآوردن. کشیشه میگه: ‌باشه، ولی من زورم به جفتِ
اینا نمیده، باید یکی یکی بیاریدشون. خلاصه اول داداش کوچیکه رو میارن،
کشیشه ازش میپرسه: پسرم، ‌می‌دونی خدا کجاست؟ پسره جوابشو نمی‌ده، همین
جور در و دیوار ر و نگاه می‌کنه. باز یارو می‌پرسه: پسرجان، می‌دونی خدا
کجاست؟ دوباره پسره به روش نمیاره. خلاصه دو سه بار کشیشه همینو می‌پرسه و
پسره هم بروش نمیاره، آخر کشیشه شاکی میشه، داد میزنه: بهت گفتم خدا
کجاست؟! پسره می‌زنه زیر گریه و در میره تو اتاقش، در رو هم پشتش می‌بنده.
داداش بزرگه ازش می‌پرسه: چی شده؟ پسره میگه: بدبخت شدیم! خدا گم شده، همه
فکر می‌کنن ما برش داشتیم

ترکه
عینک دودی میزنه میره از خونه بیرون بعد پسرشو میبینه میزنه تو گوشش .
پسره میگه بابا چرا میزنی ؟ میگه تو این وقت شب بیرون چی کار میکنی ؟ پسره
میگه بابا شب نیست عینکتو بردار . ترکه عینکشو بر میداره دوباره میزنه زیر
گوش پسره . پسرش میپرسه بابا واسه چی میزنی ؟ میگه تو از دیشب تا حالا
اینجا چه کار میکردی؟


ترکه می ره لامپ مهتابی بخره، داخل مغازه می شه ولی چون نمی دونست چی بگه، می گه: ببخشین حاج آقا، لطفا ? متر لامپ بدین !!!

به یه معتاده میگن اون دویست تومنی رو از زمین وردار معتاده برمیگرده میگه : مگه من وژنه بردارم؟


دوست ترکه بهش میگه سی دی که بهم دادی خش داره؟ میگه: آخه آهنگای قشنگ اش رو علامت زدم